<< مسافران گرامی پرواز شماره 395 به مقصد جده هرچه سریعتر تر به هواپیما سوار شوند . هواپیما آماده حرکت می باشد.>> برای آخرین بار هم اعلام کرد اما مگه میتونست سوار بشه ؟ ساعت حرکت هواپیما با اذان ظهر مطابق شده بود. عمره مهم تر بود یا نماز اول وقت ؟! 

بالاخره تصمیم گرفت . بی خیال بلیط و تمام زحمت هایی که کشیده بود شد. رفت نمازخونه و نمازش رو خوند. بعد نماز به سالن فرودگاه اومد تا به شهرش برگرده. بلندگو اعلام کرد:<<با عرض پوزش از تاخیر در پرواز شماره395 نقص فنی پیش آمده برطرف شده است. مسافرین هرچه سریعتر به هواپیما سوار شوند .>> 

لبخند زنان خدا را شکر کرد و سوار هواپیما شد. چند سال بعد توی محراب عبادتش شهیدش کردند. دومین شهید محراب رو میگم شهید آیت الله دستغیب ( رحمته الله )