خدايا تكه اي آسمان ميخواهم

پشت بي سيم سنگر فرماندهي كسي

دارد صدا ميزند از داخل مقر

ديدي! زمين بدرد شماها نمي خورد

حاجي شتاب كن و كمي آسمان بخر

آري محرم آمده

قلبها براي آرامش

دستها براي حك كردن عشق بر روي سينه

عقل در انتظار جنون

نفس ها به شماره افتاده

آري محرم آمده

آري محرم آمده

السلام و عليك يا اباعبدالله                                                                



دعا

زمين داشت قل ميزد ، مثل يه ديگ كه آبش جوش آمده باشه . مثل

آبله هايي كه كف پاش بسته بود . ولي وسط اون آفتاب ، توي اون لباس خاكي

بسيجي ،باز هم از دعاي بعد نمازش دست بر نمي داشت .

هرچي ميخواست راحت و خودموني از خدا ميخواست . همه رو دعا ميكرد .

ميگفت اين سنت پيامبره ، مستحبه. پيامبر هميشه بعد از نماز دعا ميكرد .

توضيح المسائل امام خميني (ره) . مساله 1122

مرحوم آيت الله مجتبي تهراني

شانه‌های حاج‌آقا مجتبی به وضوح می‌لرزید، با صورتی خیس و صدایی غمناک گفت: «از همه‌تان تقاضا می‌کنم من را هم دعا کنید. تعارف نمی‌کنم و جدی می‎گویم. من محتاج دعای شما هستم.» این را که گفت، صدای هق‌هقش بلند شد.

توسل‌های آیت‌الله آقا مجتبی تهرانی معروف بود. این استاد فقید اخلاق همواره به مادر اهل‌بیت حضرت زهرا(س) متوسل می‌شد. 

فاتحه اي براي شادي روح ايشان باهم بخوانيم .

                                                           يادشان گرامي باد




خدايي باحال

مدتي در دانشگاه بين المللي درس مي خوندم . از هر ملتي اون جا بودند

قنوت نماز هارو فراموش نميكنم . خيلي بامزه بود . قبل و بعد از قنوت همه ذكرها عربي بود ولي نوبت به قنوت كه

ميشد، بعضي ها به زبان خودشون دعا مي خوندند . يكي فارسي ،آذري ، انگليسي ، ژاپني وخيلي زبونهاي ديگه

عجب خداي باحالي !

توضيح المسائل امام خامنه اي ، مساله 488

سخن خدا

چند بار تصميم گرفته ام ، اين زمين نشينان را عذاب كنم

ولي وقتي نگاهم به

كساني كه خانه ام را آباد مي كنند

و كساني كه نماز شب ميخوانند

يا كساني كه به خاطر من ، با هم دوستند

و يا كساني كه سحرها ، بخشش گناهانشان را ميخواهند

وقتي نگاهم به اينها مي افتد

بي خيال عذاب ميشوم 

برداشتي از يك حديث قدسي، بحارالانوار ، ج 84 ، صفحه 121


آيه سجده دار

يادش بخير دوران بچگي 10 يا 11 سالم بود

شانس آوردم كوچه خلوت بود و كسي رفت و آمد نميكرد . يكي نبود به ما بگه آخه آدم حسابي، اگه سوار

دوچرخه، سوره هايي رو كه حفظي دوره ميكني ، سوره سجده دار نخون

حواسم نبود سوره علق رو حفظ كرده بودم و داشتم برا خودم دوره ميكردم . يكدفعه فهميدم كه آيه آخرش هم

خوندم . از دوچرخه پريدم پايين ، يه سنگ پيدا كردم و همونجا سجده رفتم. وضو نداشتم. قبله رو هم بلد نبودم

ولي توي اين سجده نه وضو و قبله لازمه ، نه ذكر . فقط يه مهر بردار و برو سجده . 1

1. توضيح امسائل امام خميني (ره) ، مساله 1097

علي و عبادت خالصانه

ركعت دوم يا سوم بود ،يكي يكي نماز رو رها كردند . يه موش وسط صف هاي نمازجماعت ! بگذريم از اينكه

من چيكار كردم

عده ي كمي نماز رو با امام به پايان رسوندند . امام جماعت بعد از نماز، از اميرالمومنين (عليه السلام) گفتند.

از تير توي پاي ايشون كه نميتونستند بيارنش بيرون. به پيشنهاد امام حسن(عليه السلام) ، وقت نماز سراغ

حضرت رفتند امام اون قدر غرق عبادت بوده اند كه چيزي متوجه نمي شدند

با چشمام كه ديگه خيس شده بود نگاهي به اطرافم انداختم . همه سرشون پايين بود همه شرمنده خدا بودند

ترك نماز و دوزخ

در قيامت بارها ميان اهل بهشت و دوزخ كفتگو رخ ميدهد كه قرآن برخي از آنها را بيان فرموده است. دريكي

از آن صحنه ها ، اهل بهشت از مجرمان مي پرسند : چه عاملي شما را به دوزخ روانه كرد؟ آنها چهار عامل را

مي شمرند، كه اولين آنها نماز است :« لم نك من المصلين » (1)

1. مدثر،43.

اي رفيق

امون از رفيق !

هه ي توي گوشم مي خوند كه :« چه معني داره ما نمازامون رو به عربي مي خونيم ؟»

مخ دو سه تا از بچه ها رو زد و بالاخره شروع كردن به فارسي نماز خوندن.

يه هفته بعد بايد ميديديشون ، هركدومشون يه جور نماز ميخوند و يه جور ترجمه ميكرد ، نه جماعتي ، نه اتحادي .

يواش يواش گفتند :«اصلا چرا ترجمه اين عبارات رو بخونيم ؟ خودمون با خدا حرف ميزنيم .» از چند روز بعد

مي نشستند و به جاي نماز چند دقيقه با خدا حرف مي زدند . هفته بعد خبري از اون چند دقيقه هم نبود .

بهشون گفتم : « ديديد چطوري شيطون نمازتون رو ازتون گرفت . 1400 سال بود نماز يه وسيله ي وحدت بود

ونسل به نسل بدون تغيير ، به ما رسيده بود ، شما يكي دوهفته اي فاتحه اش خونديد .»

با یک پا هم ...

با وانت آوردنش بیمارستان . ولی چون پاش سیاه شده بود ، قطعش کردن . 

هنوز یاد نگرفته بود روی یه پا بایسته . به زحمت کنار دیوار تکیه میداد و نماز رو ایستاده میخوند . 

میگفت : << کسی که میتونه حتی با عصا یا تکیه دادن بایسته ، نباید نشسته نماز بخونه .>> 

چند روز بعد راحت میدوید ، یک پایی . با همون یه پا از بیمارستان فرار کرد مگه میتونست 10 روز دیگه روی 

تخت بخوابه ، اون وقت بچه ها توی خط مقدم تیکه تیکه بشن . 

توضیح المسائل امام خمینی ( ره ) ، مساله 972

رمضان رفت ...

سلام 

امشب خدا خدا میکردم ماه دیده نشه تا بتونم فردا هم روزه برم . همه خوشحال از عید و من ... 

ماه رمضان ماه مهمانی خدا خداحافظ ....

منتظرتیم بازم پیش ما بیا .... 

ان شا ءالله سال دیگه زنده باشیم و بتونیم باز ماه رمضان روزه بگیریمو... 

عید سعید فطر بر همه ی شما دوستان مبارک باد .  

یاحق

انگشتر عقیق...

هفت هشت سالی میشد که با هم دوست بودیم . قرار همیشگیمون مسجد 

بود . بعد نماز میرفتیم کتابخونه مسجد و درس میخوندیم . 

نتایج کنکور که اومد هرکدوممون یه جا افتاده بودیم . بعد کلی پرس و 

جو شماره تلفنش رو پیدا کردم و دعوتش کردم خونه . 

روی کادوی کوچیک هدیه اش نوشته بود : 

<< برای دستهایت 

آن گاه که خدا را میخوانی و به نماز می ایستی 

دستی که مزین به انگشتر عقیق است دوست داشتنی ترین دستی است که به 

درگاه او بلند شده >> 

حضرت علی (علیه السلام ) ، بحارالانوا 14 ، 187 

توضیح المسائل امام خمینی ، مسآله 864

سخنان زیبای فرزند شهید احمدی روشن به رهبر

سلام

دوستان این پست به موضوع وبلاگم هیچ ارتباطی نداره . ولی بخونید این کلمات خیلی با دل آدم بازی میکنه . 

امیدوارم خوب باشه 

یازهرا   


سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.
مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه!


این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم.بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه.

منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری. تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره...

من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم. آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد.

بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه!بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود.

اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود.فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم.اما...

وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه!

بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...! 

معافیت از نماز...

اسلامتان مال خودتان ! 

<< ما و قبیله مان مسلمان میشویم ولی چد تا شرط داریم >> 

چند نفری از بزرگان (( ثقیف )) با کلی دبدبه و کبکبه پیش پیامبر آمدند . 

یکی از شرط هاشان این بود که پیامبر ، درمورد آنها ، بیخیال نماز شود . همه 

اسلام قبول ، ولی مارا از نماز معاف کن . 

پیامبر تمام حرفهایشان را شنید و فرمود :<< دینی که در آن نماز نباشد ، خیری ندارد .>> 

تاریخ طبری ج3 ، صفحه 99

پیامبر اکرم

خداوند بزرگ نور چشمانم را در نماز قرار داده . 

خدایم همانگونه که گرسنه را دوست دار غذا ، و تشنه را 

دوست دار آب گردانیده ، 

نماز را محبوب من ساخته است . 

گرسنه بعد از خوردن سیر است و تشنه بعد از نوشیدن سیراب ، 

و من از نماز سیر نمیشوم . 

پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله )  ، بحار الانوار ، ج77 ، ص 71

شیطان ....

همانطور که پیشوایم گفت ، ذلیلت میکنم با سجده هایم . 

اجر می برم از زجرت و لذت می برم از ذلتت . 

تو از خضوع من فرار می کنی و من از غرور تو .

تو از سجده سرپیچی کردی و من به سجده افتخار . 

ابلیس ! گرچه زانوان از طول سجده به درد اذعان کنند و پیشانی از مهر خشوع پینه ببندد ، باز هم خوشنودم . 

خوشنود از نعره های ناتوانی تو ، که بلند تر و بلند تر می شود و لبخند رضایت خداوند که ملیح تر و ملیح تر . 

میزان الحکمه ، ج2 ، 1253

شکرا لله

آنگاه که گفتگو با محبوبت را وداع گفتی ، 

ونمازت را سلام دادی ،       

سر به خاک بگذار و او را شکرنما . 

شکر چون توفیق نمازمان داده . 

<< شکرا لله ، شکرا لله ، شکرا لله >> 

برداشتی از وسائل الشیعه ، ج7 ، ص5 ، حدیث 2

الاغ بی محل ...

به این میگن الاغ بی محل ! نمیدونم از کجا پیداش شده بود . فکر کنم خیلی گرسنه بود . یه سرو صدایی وسط نماز راه انداخت که نگو . 

هرکاری کردم که فقط یه لبخند روی لبام باشه و خنده ام بیصدا باشه ، نشد . بالاخره ترکید و شروع کردم به غش غش خندیدن . چون حالت نمازم به هم خورد بود ، با این که عمدا نخندیدم ، نمازم باطل بود . 

اینم از حضور قلب ما ! 

ما حضور قلب توی نماز نداریم وگرنه صدای یه الاغ نباید مارو به خنده بندازه باید مثل حضرت علی بود که وقتی تیر توی پاشون خورد بازم به نماز خوندشون ادامه دادند و دست نکشیدند . کاش ما هم اینطور شویم ....

عروه الوثقی 1- مبطلات السادس 

ذات البین...

 با آب شیرین می شود کشت کرد اما باآب شور بعضی درخت ها را می خشکاند. کارهایی که انسان انجام می دهد همچون درختی است که می کارد و با نیاتش آن را آب می دهد . تا نیات خالص است این درخت ها خرم و با شکوهند اما وقتی که نیات دیگری پا در میان می نهند مثل این است که آب شوری با آب شیرین مخلوط شده باشد طبیعتا در چنین صورتی پژمردگی و خشکی درخت غیر اجتناب است .

بیاییم خود را اصلاح کنیم حداقل در این ماه کارهایی که خدا منع کرده انجام ندهیم . 

   

شیخ رجبعلی خیاط...

جناب شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود اگر کسی حقیقتا به احکام نورانی اسلام عمل کند ، به همه کمالات و مقامات معنوی دست خواهد یافت . او با ریاضت هایی که بر خلاف سنت و روش مذهب است به شدت مخالف بود . یکی از ارادتمندان ایشان نقل کرده است : مدتی مشغول ریاضت بودم و با کناره گیری از همسر علویه ام ، در اتاقی جدا گانه مشغول ذکر میشدم وهمان جا میخوابیدم ، پس از چهار پنج ماه ، یکی از دوستان مشترک ، مرا به دیدن شیخ برد ، پس از ورود به محض اینکه شیخ ما مشاهده کرد ، بدون مقدمه گفت : میخواهی بگویم ؟؟؟؟!!!!

من سرم را پایین انداختم بعد شیخ متذکر شد که :<< این چه رفتاری است که با همسرت کرده و اورا ترک کرده ای ؟.... این ریاضت ها و افکار را بزن گاراژ (1) ! یک جعبه شیرینی بگیر و برو پیش عیالت ، نماز را سروقت بخوان با تعقیبات معموله !>> 

سپس شیخ به احادیثی که تاکید میکند اگر چهل روز کسی خالص عمل کند چشمه های حکمت از دلش می جوشد (2) اشاره کرد و فرمود :<< طبق این احادیث اگر کسی چهل روز به وظایف دینی خود عمل کند قطعا روشنی خاصی پیدا می نماید. >> 

بیاید حداقل چهل روز به وظایف دینی خود عمل کنیم و نمازمان را بخوانیم . اون وقته که دیگه برای همیشه نماز میخوانیم . 

(1) این اصطلاح در بین عوام مشهور است که شیخ از آن استفاده کرده و به معنای این است که از آن کار دست بردار . 

(2) ر . ک : میزان الحکمه 3 : 436  ، ح 1040 .




تصویب شد ...

 سلام 

دوستان بالاخره تصمیم آخرمو گرفتم همین مطلبو ادامه بدم فقط کمی تفاوت . 

ممنون ازنظرات خوبتون 

یازهرا

نماز جامع کمالات....

در نماز تمام کمالات به چشم می خورد  که ما چند نمونه بیان می کنیم : 

* نظافت و بهداشت را در مسواک زدن وضو غسل و پاک بودن بدن و لباس می بینیم .

* جرات جسارت و فریاد زدن را از اذان می آموزیم. 

* حضور در صحنه را از اجتماع در مساجد یاد می گیریم .

* توجه به عدالت را در اتنخاب امام جماعت عادل می یابیم . 

* توجه به ارزشها و کمالات را از کسانی که در صف اول می ایستند به دست می آوریم .

* جهت گیری مستقل را در قبله احساس می کنیم . آری یهودیان به سویی مسیحیان به سوی دیگر مراسم عبادی خود را انجام می دهند و مسلمانان باید مستقل باشند و لذا به فرمان قرآن کعبه قبله مسلمانان می شود تا استقلال در جهت گیری آنان حفظ شود. 

* مراعات حقوق دیگران را می بینیم که حتی یک نخ غصبی نباید در لباس نمازگزار باشد . 

* توجه به سیاست را آنجا احساس می کنیم که در روایات می خوانیم : نمازی که همراه با پذیرش ولایت امام معصوم نباشد قبول نیست .

ادامه دارد... 


رمضان ...

ماه برکت از آسمان می آید 

صوت خوش قرآن و اذان می آید 

تبریک به مومنین عاشق پیشه 

تبریک بهار رمضان می آید 

پیشاپیش ماه مهمانی خدا را به شما دوستان تبریک میگویم . 

فاسق یا...

امام باقر یا امام صادق (علیه السلام) فرمودند:<< دو مرد به مسجد رفتند یکی عابد ویکی فاسق . وقتی از مسجد بیرون آمدند آن فاسق مقام صدیق داشت و آن عابد فاسق بود واین برای آن است که عابد به مسجد رود و به عبادت خود نازد و همه اندیشه اش در این است و فکر فاسق و بدکار دنبال پشیمانی از کار بد و توبه است و از خدا عزوجل درباره هر چه گناه کرده است آمرزش میخواهد.>>

خدایا ما را به خودت مغرور نکن .

الکافی 5 :226

نماز . میزان سنجش ایمان...

قرآن می فرماید :((وانها لکبیره الا علی الخاشعین)) 

نماز بار سنگینی است مگر برای افراد خاشع. 

بنابر این هروقت احساس کردیم نماز برایمان سنگین است باید بفهمیم روح خشوع نسبت به پروردگارمان نداریم و رفتن خشوع زمینه ی بی تفاوتی و کبر است . 

امام سجاد (علیه السلام) در دعای سحر ماه رمضان که نامش دعای ابوحمزه ثمالی است در ضمن مناجات های خود فلسفه ی سنگینی نماز را تحلیل می کند و می گوید :

خدایا ! چرا هنگام نماز نشاط ندارم ؟

شاید مرا از درگاه خود رانده ای !

شاید به خاطر یاوه گوئی ها توفیقم کم شده! 

شاید مرا صادق نمی دانی ! 

شاید رفیق بد در من اثر گذاشته و...

به هر حال سنگینی نماز نشانه خطر است. 

مواظب باشیم .

ما اومدیم ....

سلام پر انرژی به همه ی دوستان 

بالاخره سفر ما هم با تمام خستگی هاش و شیطنت هاش تموم شد.

و باز سرو کله امون توی اینترنت پیدا شد.

خلاصه مطلب

ما اومدیم 

 

فعلا ما رفتیم

سلام

دوستان عزیز . ببخشید اگر یه چند روزی حوصله ی گذاشتن مطلبی درست رو توی وب نداشتم . ببخشید .       من شنبه یه سفر دوستانه در چند روز دارم خلاصه ببخشید چند روز از فضای مجازی دوریم با اینکه ما نیستیم ولی نظر فراموش نشه . ان شاءالله وقتی اومدم با انرژی بیشتری می نویسم .

التماس دعای فروان 

حلال کنید .

یازهرا

تولد منجی..

شاید این جمعه بیاید شاید 

پرده از چهره گشاید شاید ....

 تولد امام زمان منجی عالم بشریت مبارک باد . 

چگونه نماز خوان شویم....

متاسفانه بعضيها از نماز خواندن هيچ لذتي نميبرند و فقط بعضي مواقع آنهم به زور نماز مي خوانند و گويي نماز خواندن سخت ترين كار دنيا براي آنها است و اين افراد بعضا نماز را ترك مي كنند و بعضا دوباره نماز خواندن را شروع مي كنند براي حل مشكل اين افراد و براي لذت بردن از نماز به دستور زير مداومت شود :
زياد اين آيه را بخوانند ( و ربك الغني ذو الرحمة ) ( پروردگار تو بي نياز و رحمتگر است )

نمازی که با راست و دلا شدن ظاهری باشد که نماز نیست
نماز حقیقی با حضور دل است و آن همه عین لذت است و بلکه حتی برتر است. آیا هیچ عاشقی از بوس و کنار معشوقه سیر شد یا شکایت کرد؟ مگر آنکه کوردل باشد و قادر به کسب معرفت به جلوه جمال بینهایت خورشید رخ آن شاهد دردانه نباشد. که هر که او به عیان دید, از ازل تا به ابد غرقه در خوبی و خوشی و لذت ورای توصیف شد.

کسیکه از نماز خواندن لذت نمیبرد, او از دل خود بیخبر است و در نتیجه بخیال کاذبی قاعدتآ در پی لذت نفس و تن خود است. چنین کسی نه تنها از لذت واقعی بویی نبرده است, بلکه حتی در عذاب است ولی خودش خبر ندارد.

انسان ذاتآ بدنبال خوشی و لذت و موفقیت است, ولی در این ظلمت آخرزمانی بسیاری هستند که بخیالی به یقین رسیدند و بدنبال سرابی میدوند. و البته ارزشهای اجتماعی اساس راه عامه مردم است. در این دنیای مادی که ساخته و پرداخته ارزشهای مادی فرعون جهانگیر زمان ماست, که البته زاهد آخرزمان هم ظاهرآ بسیاری از همان ارزشها را برگزید, بسیاری هستند که بدنبال سراب مال و جاه و مقامات میدوند ولی هیچگاه به لذت حقیقی و خوشی باقی, و تکمین دل نمیرسند. نفس طامع هیچوقت راضی نمیشود, و گنج قارون خود بهترین دلیل آنست. این راه نفس و فرعون است و ممکن است که یک خیال کاذب و خوشی گذرا هم ایجاد کند, ولی این حرس دنیا سرابی است که هیچگاه به تمکین دل و لذت و موفقیت واقعی نمیرسد, زیراکه آن کار دل است.

من بدین وقت معین ای دلیر .. می‌نگردم از محاکات تو سیر
پنج وقت آمد نماز و رهنمون .. عاشقان را فی صلاة دائمون
نه به پنج آرام گیرد آن خمار .. که در آن سرهاست نی پانصد هزار
نیست زر غبا وظیفه‌ی عاشقان .. سخت مستسقیست جان صادقان
نیست زر غبا وظیفه‌ی ماهیان .. زانک بی‌دریا ندارند انس جان
..
در دل معشوق جمله عاشق است .. در دل عذرا همیشه وامق است
در دل عاشق به جز معشوق نیست .. در میانشان فارق و فاروق نیست
بر یکی اشتر بود این دو درا .. پس چه زر غبا بگنجد این دو را
هیچ کس با خویش زر غبا نمود .. هیچ کس با خود به نوبت یار بود
آن یکیی نه که عقلش فهم کرد .. فهم این موقوف شد بر مرگ مرد
ور به عقل ادراک این ممکن بدی .. قهر نفس از بهر چه واجب شدی
با چنان رحمت که دارد شاه هش .. بی‌ضرورت چون بگوید نفس کش _ حضرت مولانا قدس الله سره
وقتی که چترم خداست میگذارم باران سرنوشت هر آنچه میخواهد ببارد

پس چنانكه فرمان يافته‏اى استوار و پايدار باش، و [نيز] آنان كه با تو توبه كرده‏اند- يعنى مؤمنانى كه با تو به درگاه خدا روى آورده‏اند يا از شرك و كفر بازگشته و ايمان آورده‏اند- و سركشى مكنيد كه او بدانچه مى‏كنيد بيناست.